صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٦٣ -           فصل دوم
دوست مى داريد ، آنچه من در باره شما مى دانم ومى خواهم ، از خواست خود شما بهتر است ، پس نافرمائى مرا نكنيد ورأى مرا ناچيز نشماريد ، خداوند من وشما را ببخشايد ، وما را به آنچه خواست وخشنودى اوست هدايت فرمايد .
راوي گويد : مردم به يكديگر نگاه كردند وگفتند : قصدش از اين گفتار چيست ؟ بعضى گفتند : گمان مى كنيم كه مى خواهد با معاويه صلح كند وحكومت را به أو بسپارد ، گفتند : سوگند به خدا كه أو كافر شده وبه خيمه اش هجوم آوردند وآن را غارت كردند ، حتى سجاده اش را از زير پايش كشيدند - تا آخر حديث .
( ٢٦ ) خطبهء آن حضرت هنگاميكه از جراحت سلامتي حاصل شد أي اهل كوفه ! خداوند را در همسايگان وميهمانتان بياد آوريد ، ونيز در خاندان پيامبرتان كه خداوند زشتى وپليدى را از ايشان دور داشته وپاك وپاكيزه شان گردانيد .
( ٢٧ ) خطبهء آن حضرت هنگاميكه با معاويه صلح كرداز امام سجاد عليه السلام نقل شده : هنگاميكه امام حسن عليه السلام تصميم