صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٣٧
مى نشست را نيز غارت كردند وردا را از دوش آن حضرت برداشتند .
٢ - تكفير امام : كار جهل وسيه دلى ياران امام به جائى رسيد كه بعضى حكم به تكفير فرزند پيامبر دادند ، وجراح بن سنان بقصد كشتن امام برايشان تاخت وفرياد زد : أي حسن تو هم مانند پدرت مشرك شدى ، تعجب از آنجاست كه گروهى اين تجاوز وگستاخى به ساحت قدس فرزند پيامبرشان ديدند ولى سكوت نمودند واو را سرزنش نكردند .
٣ - سوء قصد به امام : دردها ورنجهاى امام به اينجا پايان نيافت بلكه دردهاى بزرگترى نيز در انتظار ايشان بود ، آن حضرت بوسيلهء رشوه گيران وخوارج سه بار مورد سوء قصد واقع شد : يكبار بهنگام نماز تيرى بسوى آن حضرت انداختند ولى به حضرتش آسيبى نرسيد ، بار ديگر جراح بن سنان بر ران آن حضرت ضربتي فرود آورد .
شيخ مفيد در اين مورد گويد : امام براى تشخيص ميزان فرمانبرى اصحابش خطبه أي خواند وتصميم خود به صلح را بيان داشت ، زمزمه هايى بلند شد كه اين مرد كافر شده است ، از اينرو به خيمه امام هجوم آورده وآنرا غارت كردند ومرد تبهكارى بنام عبد الرحمان بن عبد الله بن جعال ازدى بر امام حمله برد وعبا را از دوش ايشان برداشت ، امام را از آنجا حركت دادند ، چون امام به ( مظلم ساباط ) رسيد مردى از بنى اسد بنام جراح بن سنان دشنه أي بيرون كشيد وافسار قاطر امام را گرفت وفريادزد : الله اكبر ، أي حسن تو هم مانند پدرت به خدا شرك آوردى ، وبا دشنه اش ران امام را دريد ، امام گردن أو را كشيد ، وهر دو بر زمين افتادند ، دو نفر از شيعيان به يارى آن حضرت شتافتند ، وآن حضرت كه به سختى