صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٩٥ -           فصل مناظرات آن حضرت
ندارد ، هر كه آيه أي از قرآن را خوانده آنرا نزد من بياورد ، هرگاه كسى آيه أي را مى آورد وشاهدي بر آن اقامه مى كرد آن آيه را مى نوشت واگر شاهدى نداشت آنرا نمى نوشت ، آنگاه گفتند : از قرآن آيات بسيارى گم شده است ، بلكه دروغ مى گويند ، سوگند به خدا بلكه آن نزد اهلش جمع شده وحفظ گرديده است .
آنگاه عمر به قضات وواليان امرش دستور داد : فكر كنيد وعقايدتان را بيان داريد كه حق چيست ، أو وبعضي از واليان امرش در مشكل بزرگى افتادند وپدرم آنان را از مشكل خارج ساخت ، تا به آن بر آنها احتجاج جويد ، اما گاه قضات نزد خليفهء خود مى آمدند در حاليكه دريك امر مشترك احكام متعددى را بيان مى نمودند ، اما همه را امضا مى كرد ، چرا كه خداوند به أو حكمت وروش قضاوت نداده بود .
وهر گروه از مخالفين ما از مسلمانان گمان مى كنند كه جايگاه خلافت وعلم در غير ماست ، از خداوند بر كسانى كه بما ظلم كرده وحق ما را انكار كرده ، ومردم را بر ما مسلط نموده ، وبراى مردم راهى را بر عليه ما گشودند كه بوسيلهء تو بدان احتجاج ودليل آورده شود ، وخداوند ما را كافى بوده وبهترين سرپرست است .
مردم بر سه دسته اند : مؤمنى كه حق ما را مى شناسد وتسليم ما بوده ، واز ما پيروى مى كند ، أو نجات يافته ودوستدار ماست واز امر خداوند تبعيت مى كند ، ودشمن ما كه از ما بيزارى جسته وما را لعن