صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٣١٧ -           فصل مناظرات آن حضرت
بر حذر باش از هجوم وحمله بر من چرا كه مى دانى من كيستم ،ناتوان نبوده ، كم ارزش نيستم وپر خور هم نبوده ام ، من در ميان قريش مانند نخ وسط گردنبند هستم ، خاندانم شناخته شده وجز به پدرم منسوب نمى گردم ، وتو كسى هستى كه خود مى دانى ومردم نيز بدان آگاهند ، مردان قريش در مورد فرزند بودن تو براى آنان اختلاف كردند ( بخاطرزنا كردن مادرش با چند نفر ) ، وبدترين آنان ، يعنى كسى كه نسبتش پست تر وملامت شونده تر از بقيه بود پيروز شد ، وتو فرزند أو ناميده شدى ، پس از من برحذر باش چرا كه تو پليد وما خاندان پاك وپاكيزه أي هستيم كه خداوند پليدى را از ما دور ساخت وپاكيزهء مان گردانيد .
عمر كه اين پاسخها را شنيد قادر به پاسخگوئى نشد وناراحت وخشمگين باز گشت .
( ٨ ) مناظرهء آن حضرت با عمرو بن عاص روايت شده : هنگامى كه امام عليه السلام بر معاويه وارد شد عمرو بن عاص هيبت ووقار آن حضرت را ديد وخشمگين شد ، واز كينه وحسد لبريز گرديد ، وگفت : نادان وناتوانى كه عقلش بين ريشهايش مى باشد نزد شما آمد ، عبد الله بن جعفر حاضر بود واز اين سخن برآشفت وبه أو فرياد زد - تا آنكه سخن عبد الله بن جعفر را نقل كرده - وامام سخن آنان را مى شنود ومى فرمايد :