صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٠٣ -           فصل دوم
استشهاد كردند : ( شايد اين امر آزمايشى براى شما بوده وتا زمان اندكى آنان را بهره مند سازد ) ، وبا دست به معاويه اشاره كرد .
معاويه گفت : قصدت از اين سخن چه بود ، فرمود : قصدم همان چيزى است كه خداوند اراده آنرا نموده است ، آنگاه معاويه برخاست وخطبه أي خواند كه در آن به على عليه السلام دشنام داد وبسيار مسخره واستهزاء نمود ، امام حسن عليه السلام برخاست وبه أو كه هنوز بالاى منبر بود گفت : واى بر تو أي پسر خورنده جگرها ، آيا تو أمير المؤمنين عليه السلام را سب ولعن مى كنى ، در حاليكه پيامبر فرموده است : هر كه على را سب ودشنام دهد مرا دشنام داده است ، وهر كه مرا دشمن دهد خداوند را دشنام داده است ، وهر كه خدا را دشنام دهد خداوند أو را در آتش دوزخ وارد سازد، در حاليكه در آن جاودانه خواهد بود ، وعذابي پايدار براى اوست .
آنگاه امام از منبر پائين آمد وبه خانه اش رفت ودر آنجا ديگر نماز نگذارد .
( ٣٣ ) خطبهء آن حضرت در شناسائى خود وصفات زمامدار روايت شده : روزى عمرو بن عاص به معاويه گفت : نزد حسن