صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٦٧ -           فصل مناظرات آن حضرت
واما تو أي عتبة بن ابى سفيان ، سوگند به خدا تو دانا نيستى تا پاسخت را بيان كنم ، وعاقل نيستى تا تو را سرزنش نمايم ، ونزد تو خيرى كه انتظار آن مى رود نيست ، ومن نسبت به ناسزا گوئيت به على تو را ملامت نمى كنم ، زيرا نزد من تو هم شأن برده وبنده على بن ابى طالبعليه السلام هم نيستى ، تا پاسخت را گفته وملامتت كنم ، ولكن خدا نسبت به تو وپدر ومادر وبرادرت در كمينگاه است ، وتو فرزند پدرانت هستى كه خداوند آنان را در قرآن ياد كرده ومى فرمايد : ( كار كننده ورنج برنده O آتش سوزان را مى چشند O از چشمهء جوشان نوشانده شوند - تا آنجا كه مى فرمايد : - از گرسنگى ) .
واما تهديدت نسبت به من كه مرا مى كشى ، چرا كسى كه روى بسترت همراه با همسرت ديدى را به قتل نرساندى ، در حاليكه با أو نزديكى مى كرد ، ودر فرزند أو با تو شريك گرديد ، تا آنكه فرزند را به تو منسوب كرد ، فرزندى كه براى تو نبود ، واى بر تو ، واگر به خود مشغول بودى وانتقامت را از أو مى گرفتى شايسته تر بود ، وتو براى آن سزاوارترى ، تا اينكه مرا به قتل تهديد كرده وبه آن مى ترسانى .
وتو را از اينكه على را ناسزا گوئى ملامت نمى كنم ، چرا كه برادرت را در مبارزه به قتل رسانيد ، واو وحمزه در قتل پدرت شريك بودند ،