صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢١١ -           فصل دوم
كسى هستم كه در كرامت بر همهء مردمان آقائى داشت ، من فرزند كسى هستم كه بر مردم جهان در راستى وبخشندگى برترى داشت ، شاخه أي بارور بود ، ودر برتريها پيشگام ، من فرزند كسى هستم كه خشنودى أو خشنودى خداوند ، وخشمش خشم أو مى باشد پس أي معاويه آيا حق دارى به چنين كسى جسارت كنى .
معاويه گفت : نه ، گفتارت را درست مى دانم ، امام فرمود : حقيقت روشن است وباطل تاريك ، آنكس كه به حق گرائيد پشيمان نشد ، وكسى كه كار باطل نمود زيانكار گرديد ، وحقيقت را درست انديشان مى شناسند .
معاويه از منبر پائين آمد ودست امام را گرفت وگفت : هر كه به توبدى كند از آفرين دور باد .
( ٣٤ ) خطبهء آن حضرت در شناسائى خود ومعاويه روايت شده : هنگاميكه معاويه به مدينه آمد خطبه خواند وگفت : على بن ابى طالب كجاست ، امام حسن عليه السلام برخاست وپس از حمد وثناى الهى فرمود :