صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٣٥ -           فصل دوم
پيامبر ريشهء آن ، وعلى ساقهء آن وسوگند به خدا كه ما ميوه آن درختيم ، هر كه به شاخه أي از شاخه هاي آن چنگ زند نجات يافته ، وهر كه از آن تخلف ورزد در آتش سقوط مى كند .
آنگاه حضرت على عليه السلام از آخر جمعيت برخاست ، در حاليكهرداء ايشان از پشت سرش كشيده مى شد ، تا اينكه بالاى منبر كنار امام حسن عليه السلام قرار گرفت ، وبين چشمهاى ايشان را بوسيد ، وفرمود : أي پسر پيامبر حجتت را بر مردم ثابت كرده ، واطاعتت را واجب ساختى ، پس واى بر كسى كه تو را مخالفت نمايد .
( ١٥ ) خطبهء آن حضرت در فضيلت اهل بيت بعد از شهادت پدرش روايت شده : هنگامى كه أمير المؤمنين عليه السلام به شهادت رسيد ، امام حسن عليه السلام بالاى منبر رفت وخواست سخنى بگويد ، اما گريه ايشان را امان نداد ، لحظاتي نشست آنگاه ايستاد وفرمود : سپاس خدائى را سزاست كه در آغاز يگانه بود ، ودر ازل به خداوندى برترى يافت ، به بزرگى وتوانائى برتر گرديد ، آغاز نمود آنچه را ايجاد كرد ، وپديد آورد آنچه را كه خلق نمود ، در حاليكه نمونه أي در گذشته از آنها وجود نداشت .