صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٩٥ -           فصل دوم
ومعاويه با من در مورد حقى منازعه مى كند كه آن براى من است ، وبراى صلاح امت وقطع فتنه وآشوب آن را رها كردم ، وشما با من بيعت كرده بوديد كه با هر كه صلح كنم صلح وبا هر كه بجنگم بجنگيد ، به اين عقيده رسيده ام كه با معاويه سازش كنم وخط جنگ بين خود واو را پايان دهم ، وبا أو بيعت نمودم وديدم كه جلوگيرى از خونريزى بهتر از ريختن آن است ، وقصدم از اين كار صلاح وبقاى شماست ، ( وشايد اين امر آزمايشى براى ما بوده وتا زمان اندكى آنان را بهره مند سازد ) .
( ٣٠ ) خطبهء آن حضرت در فضيلت پدرش بعد از آنكه صلح كرد روايت شده : بعد از آنكه امام صلح كرد معاويه از ايشان خواست كه خطبه أي بخواهد ، امام امتناع كرد ، أو را سوگند داد كه عمل نمايد ، براى امام جايگاهى ترتيب دادند ، امام بر آن قرار گرفت وفرمود : سپاس خدائى را سزاست كه در فرمانروائيش يگانه ، ودر پروردگاريش تنهاست ، پادشاهى را به هر كه خواهد بدهد ، واز هر كهبخواهد مى گيرد ، وسپاس خدائى را سزاست كه مؤمنتان را به ما گرامى