صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ١٦١ -           فصل دوم
( ٢٥ ) خطبهء آن حضرت هنگاميكه قصد صلح كردن را نمود روايت شده : هنگاميكه معاويه بسوى عراق رفت ، امام آماده نبردشد ومردم را دعوت به جهاد كرد ، آنان از آن خوددارى كردند ، امام حركت كرد تا به ساباط رسيد ، ودر آنجا شب را گذراند ، بامداد روز بعد خواست اصحاب خود را امتحان نمايد واطاعتشان را نسبت به خودبداند ، تا دوستانش از دشمنانش شناخته شوند ، وبا آگاهى به نبرد با معاويه برخيزد ، دستور داد كه مردم را فراخوانند ، هنگاميكه مردم اجتماع كردند بر فراز منبر رفت وچنين گفت : سپاس خداى را سزاست هر گاه ستايشگرى أو را سپاس گويد ، وشهادت مى دهم كه معبودي جز خداوند نمى باشد ، هر گاه شاهدى بر آن گواهى دهد ، وگواهى مى دهم كه محمد بنده ورسول اوست ، أو را به حق ارسال كرد وبر وحيش امين شمرد .
اما بعد ، سوگند به خداوند اميد دارم كه به لطف ومنت پروردگار بهترين اندرزگوى بندگاهش باشم وهرگز كينه أي از هيچ مسلمانى به دل نمى گيرم ، ونسبت به كسى اراده بد ونيت ناروائى ندارم ، وشما آنچه را كه در هماهنگى ويگانگى ناخوش داريد بهتر است از پراكندگى وتفرقه أي كه