صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٣٩ -           فصل مناظرات آن حضرت
مكه بودى ودشمن خدا وپيامبرش به شمار مى رفتى ، آيا مردى كه خداورسولش را يارى مى كرد با كسى كه دشمن خدا ورسولش است مساوى مى باشند ، آنگاه به خدا سوگند مى خورم كه هنوز قلبت ايمان نياورده ، ولكن زبانت مى ترسد واز اينرو به آنچه در قلب نيست سخن مى گويد .
شما را بخدا سوگند ، آيا مى دانيد كه پيامبر أو را در جنگ تبوك به عنوان جانشين خود در مدينه قرارداد ، در حاليكه أو را دشمن نداشته واز أو خشمگين نبوده ، منافقين در اين مورد سخن گفتند وآن را عيبي بر آن حضرت تلقى كردند ، على عليه السلام گفت : أي پيامبر مرا در شهر مگذار چرا كه تاكنون در غزوه أي تو را تنها نگذارده ام ، پيامبر فرمود : تو وصى وخليفه من در خاندانم هستى همانگونه كه هارون نسبت به موسى عليه السلام چنين بود ، آنگاه دستهاى على عليه السلام را گرفت وفرمود : أي مردم هركه مرا دوست دارد خداوند را دوست داشته ، وهر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته ، وهر كه مرا اطاعت كند خداوند را اطاعت كرده ، وهر كه على را اطاعت كند مرا اطاعت نموده ، وهر كه مرا دوست بدارد خداوند را دوست داشته ، وهر كه على را دوست بدارد مرا دوست داشته است .
آنگاه فرمود : شما را بخدا سوگند ، آيا مى دانيد كه پيامبر در حجة الوداع گفت : أي