صحيفه الحسن عليه السلام - حسن بن علی (ع ) - الصفحة ٢٣٧ -           فصل مناظرات آن حضرت
ساخت ، ودينش را يارى نمود وسخنش را تصديق كرد ، ودر تمامى اين موارد پيامبر از أو راضى وبر تو خشمگين بود .
آنگاه شما را بخدا سوگند ، آيا مى دانيد كه پيامبر بنى قريظه وبنى نضير را محاصره كرده بود ، آنگاه در حاليكه عمر بن خطاب پرچم مهاجرين وسعد بن معاذ پرچم انصار را بدست داشت آنان را به سوى جنگ فرستاد ، سعد بن معاذ به سوى ميدان جنگ رفت ومجروح برگردانده شد ، واما عمر فرار كرد وبرگشت در حاليكه اصحابش را مى ترساند واصحابش أو را مى ترساندند ، پيامبر فرمود : فردا پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا ورسولش را دوست داشته وخدا ورسول أو را دوست دارند ، حمله كننده بود وفرار نمى كند ، آنگاه باز نمى گردد مگر آنكه خداوند پيروزى را به دستش محقق سازد .
ابو بكر وعمر وديگر مهاجرين وانصار خودشان به پيامبر عرضه مى كردند تا به آن عنوان انتخاب شوند ، وعلى عليه السلام آن روز بيمار بودوچشمانش درد مى كرد ، پيامبر أو را نزد خود خواند ودر چشمهايش آب دهان ريخت وآن حضرت سالم گرديد ، وپيامبر پرچم را به أو داد ، وبازنگشت تا اينكه به يارى الهى پيروزى را بدست آورد ، وتو آن روز در