احكام پزشكان و بيماران - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩ - مقدمه
درمانى بخشيد و براى هر دردى دارويى قرار داد. به فرموده پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله: «تداووا فما انزل اللّه داءً الّا انزل معه دواءً الّا السّام- يعنى الموت- فانّه لا دواء له ...» [١] مداوا كنيد، زيرا خداوند دردى را نفرستاد، مگر اين كه همراه آن دارويى فرستاد- جز مرگ- كه هيچ دارويى ندارد. پزشك نيز در پى كشف قوانين خداوند و به كارگيرى آنها در درمان انسان است و لذا كار او مظهر كار خداوند است و او وسيلهاى است براى تحقق قانون خدا، نه اين كه خود كار مستقلى انجام دهد. ولى در عين حال پزشك يك وسيله براى درمان است. هيچ جامعهاى بىنياز از پزشك نيست. امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «لا يستغنى اهل كل بلد عن ثلاثة- يفزع اللَّه [اليهم] فى امور دنياهم و آخرتهم. فان عدموا ذلك كان همجاً- فقيه عالم ورع و اميرٌ خيّرٌ مطاع و طبيبٌ بصير ثقة ... [٢]» اهل هيچ شهرى از سه چيز بىنياز نيستند- كه در كارهاى دنيا و آخرتشان بدان [ها] پناه ببرند و اگر آن سه را از دست بدهند نادان و بىسرپناهند، فقيه و دينشناس كه دانشمند و باتقوا باشد، فرمانروايى نيكوكار كه دستوراتش اجرا شود و پزشكى كه با بصيرت و مورد اطمينان باشد. همانطور كه گذشت، پزشك و هر انسان ديگرى در برابر خدا، خود و ديگران تكاليفى دارد كه همه شئون زندگى را در بر مىگيرد و از جمله آنها حرفه شريف پزشكى و حوزه كارى پزشك را نيز شامل مىشود و او
[١]- بحار الانوار ٦٢/ ٧٣ ح ٢٩.
[٢]- بحار الأنوار: ٧٨، ص ٢٣٥ ح ٥٩.