تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٦
در اين زمينه به شكلى كه مدّ نظر اين نوشتار است،- با توجّه به بررسىهاى صورت گرفته- مشاهده نمىشود.
طرح سؤالات و بيان فرضيات
مهمترين پرسشهايى كه در اين تحقيق مورد توجّه قرار گرفتهاند، بدين شرح است:
١. آيا تنبيه بدنى كودكان از ديد نظام بينالمللى حقوق بشر- (اسناد و رويّه موجود)- و ديدگاه فقه اماميّه قابل تقريب و تعامل است؟
٢. مقصود از تنبيه و تأديب كودكان در نظام بين اللملل حقوق بشر و فقه اماميّه چيست؟ همچنين مراد از مفاهيمى نظير: مجازات ظالمانه، تحقيرآميز، غيرانسانى، شكنجه كه با تنبيه بدنى ارتباط دارند، در نظام حقوق بشر چيست و مصاديقآنها كداماند؟
٣. آيا والدين و يا ديگران، اجازه تنبيه بدنى كودكان در هر سنّى را دارند؟
٤. رويكرد نظام حقوق بشر نسبت به تنبيه بدنى كودكان و ديگر سوء رفتارها چيست؟
٥. ديدگاه فقه شيعى نسبت به اين اعمال چيست؟ و بر اساس كدام مبانى و ادلّه اجازه تنبيه بدنى كودكان در فقه اماميّه صادر شده است؟
٦. كيفيّت تنبيه بدنى كودكان از نظر فقه اماميّه به چه صورتى است؟ و ديدگاه فقه شيعه در مورد افراط و تفريط در تنبيه بدنى كودكان چيست؟
به دنبال پرسشهاى فوق، فرضيههاى اين تحقيق نيز به شرح زير است:
١. به طور اجمال، در فقه شيعى حقّ تنبيه بدنى كودك كه در نظام بينالمللى حقوق بشر ممنوع دانسته شده، به رسميّت شناخته شده است؛ بر اين اساس، مىتوان كودكان را تنبيه و تأديب كرد؛ اما اين، به آن معنى نخواهد بود كه امكان تعامل و نزديكى بين اين دو ديدگاه وجود ندارد؛ بلكه با استفاده از شيوههاى استنباط فقهى، مىتوان بين اين دو نظام حدّاكثر تقريب را ايجاد نمود.
٢. منظور از تنبيه بدنى، هر نوع عملى است كه به تماميّت جسمانى كودك آسيب رساند. اين عمل از نظر شدّت و ضعف، درجات متفاوتى دارد كه با توجّه به آن درجات تقسيم مىشود و تحت ساير عناوين همچون شكنجه و رفتار ظالمانه قرار مىگيرد.