تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ٢٠١ - ب - روايات معصومان
عالىترين منافع كودكان»، به عنوان روشى براى احراز مصلحت وضع شده است؛ و به گفتهى مرحوم صاحب جواهر، تنبيه دائر مدار مصلحت است. [١] علاوه بر همهى اين موارد، مىتوان گفت: مصداق تأديب به اعتبار عرف و زمانهاى گوناگون تعيين مىگردد. و بعيد نيست مصاديق مذكورِ در اين روايتها، با توجّه به اوضاع و شرايط آن زمان بيان شده باشد. بدين صورت كه مردم آن زمان، يگانه راه تأديب فرزند را در تنبيه بدنى وى مىديدند؛ و تا كودك دچار خطا و اشتباه مىشد، براى اينكه او را بر خطايش آگاهى دهند، بلا فاصله او را كتك مىزدند تا متوجّه شود عمل نادرستى انجام داده است. علاوه آنكه در آن زمان، هنوز علوم تربيتى رشد نكرده بود، و به دليل عدم خُبرويت لازمِ اوليا در اين زمينه و ندانستن جايگزينهاى مناسب براى تنبيه بدنى، سراغ كتك زدن مىرفتند. و شايد به همين جهت و در راستاى آشنا سازى اوليا، ائمّه اطهار (ع) در رواياتى به ممنوعيّت زدن فرزند، و ارائه راهكار مناسب و جايگزين اشاره مىنمودند. به عنوان مثال، حضرت امام رضا (ع) به پدرى كه از رفتار بد فرزندش شكوه مىكرد، و مىگفت كه گاه خشمگين مىشوم و او را كتك مىزنم، فرمود: او را نزن، بلكه هدايت كن. [٢] و يا حضرت امام كاظم (ع) در پاسخ به همين سؤال مىفرمايد: به هيچ وجه او را كتك نزن، بلكه با او قهر كن؛ و اين قهر و روىگردانى نيز چندان طول نكشد. [٣] بر اين اساس، مىتوان استنباط كرد روش اصلى و اوّليه در تربيت كودكان، همان روشهاى مطلوب و انسانى است؛ مثل: محبّت، رحمت، گذشت، اكرام و تشويق؛ به كارگيرى روش تنبيه بدنى، فقط در مواردى جايز است كه از سوى شارع مقدس اجازه داده شده باشد (هرچند كه اين اجازه از اطلاق روايات حاصل شود)، و از راه محبّت و رحمت نتوان به هدف اصلى كه همان اصلاح رفتار، و تربيت كودك است، رسيد. حضرت على (ع) مىفرمايد:
[١]. محمّد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج ٤١، صص ٤٤٥ و ٤٤٦.
[٢]. احمد بن محمّد بن فهد حلّى، عدّة الداعى، ص ٧٩.
[٣]. محمّد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ١٠١، ص ٩٩.