تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٨٣ - گفتار دوم حكم تنبيه كودكان در صورت ارتكاب عمل فاقد حد
ارتكاب اعمال ناشايست و غير اخلاقى جائز بوده و اشكالى ندارد. به عنوان مثال: مرحوم ابن ادريس مىگويد:
«والصبى والمملوك إذا أخطا أدّبا وضربا، ضرب أدب
؛ [١] كودك و بنده در صورتى كه خطا كنند، تأديب و تنبيه بدنى مىشوند».
مرحوم شهيد اوّل نيز در كتابهاى خويش بيان مىكند:
«تعزير كه بر آن تأديب نيز اطلاق مىشود، و بر كودكان، ديوانگان و چهارپايان اعمال مىشود، تابع اعمال ناپسند و ناهنجار است، هرچند كه آن كار گناه نباشد. و اين كار (يعنى تنبيه بدنى) در جهت اصلاح و تربيت آنان صورت مىپذيرد». [٢] مرحوم محقّق اردبيلى نيز تنبيه بدنى و تأديب را امرى مسلّم دانسته، و مقدار آن را بسته به نظر مؤدِّب مىداند؛ ايشان مىگويد:
شايسته است تنبيه بدنى بر اساس نظر كسى باشد كه آن را انجام مىدهد؛ چرا كه ادب مطلوب به سبب او حاصل مىشود. [٣] در اين مورد، بايد توجّه شود كه مقصود ايشان، هر تأديبكنندهاى نيست؛ بلكه منظور كسى است كه در شريعت به او اجازه تأديب داده شده، و صلاحيت تأديب را دارد.
بنابراين، فقهاى اماميّه در اصل جواز تأديب و تنبيه بدنى كودك ترديدى ندارند؛ امّا اينكه چه كسانى در تنبيه بدنى كودك ولايت و حقّ اعمال دارند، در فقه، به افراد متعدّدى اشاره شده است كه در ادامه به بررسى جواز تنبيه توسط آنان مىپردازيم.
[١]. ابن ادريس حلّى، السرائر، ج ٣، ص ٥٣٤.
[٢]. محمّد بن مكّى عاملى (شهيد اول)، القواعد و الفوائد، ج ٢، ص ١٤٣؛ «إنّه- أى التعزير- تابع للمفسدة وإن لم تكن معصية، كتأديب الصبيان، والبهائم، والمجانين، استصلاحاً لهم وبعض الأصحاب يطلق على هذا التأديب».
[٣]. مجمع الفائدة و البرهان، ج ١٣، ص ١٧٨؛ «إنّ التأديب ينبغى أن يكون على حسب ما يراه المؤدّب، فإنّه به يحصل الأدب المطلوب منها».