تنبيه بدنى كودكان - حسينى خواه، سيدجواد - الصفحة ١٨٠ - گفتار اول حكم تنبيه كودكان در صورت ارتكاب جرايم داراى حد
و شهود بر ضدّ او شهادت داده بودند. به حكم آن حضرت، حدّ لواط را كه قتل است، در مورد مرد اجرا كردند و پسر را به اندازهى كمتر از حدّ شلّاق زدند. سپس، اميرالمؤمنين (ع) به پسر فرمود: اگر قدرت تشخيص داشتى،- كنايه از اينكه بالغ و عاقل و بزرگسال بودى- تو را نيز مىكشتم؛ چرا كه در مقابل او تسليم شدى». [١] سند حديث: صحّت سند اين روايت به دليل وجود شخصى به نام «بكر بن صالح» كه مراد، «بكر بن صالح الرازى» است، مخدوش بوده و قابل اعتماد نيست؛ چرا كه علماى رجال در مورد او گفتهاند: وى شخصى «ضعيف» است؛ [٢] و اين تعبير در مورد افراد فاقد توثيق مىآيد. ليكن بنا بر اين نظريه كه عمل مشهور ضعف سند را جبران مىكند، روايت مورد اعتماد مىشود؛ چرا كه فقها به اين روايت عمل كرده و مطابق با مضمون آن فتوا دادهاند. [٣] فقه الحديث: در اين روايت، حضرت، به روشنى تصريح مىكنند برداشتن حدّ لواط از كودك به دليل آن است كه كودك قدرت تشخيص و تمييز خوب از بد را ندارد. حال، اگر كودكى مرتكب عملى زشت و ناپسند شد، بايستى بدى عملش را به او فهماند تا در آينده مرتكب چنين رفتارى نگردد. از سوى ديگر، منع از اعمال و كردار ناپسند، به دليل داشتن درجات متفاوت از زشتى، سنّ كودك و دفعات تكرار آن عمل، مختلف بوده، و در هر موردى به تناسب آن رفتار شده، و كودك تأديب مىشود. علاوه آنكه، در اين حكم نيز بايد محرز باشد كودك مكرَه نبوده است؛ كه
[١]. محمّد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٧، ص ١٩٩، ح ٤؛ محمّد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤١٨، باب ٢ از ابواب حد لواط، ح ١؛ «عدّه من أصحابنا، عن سهل بن زياد، عن بكر بن صالح، عن محمّد بن سنان، عن أبى بكر الحضرمى، عن أبى عبدالله (ع) قال: أتى أميرالمؤمنين ٧ بإمرأه وزوجها، قد لاط زوجها بإبنها من غيره وثقبه وشهد عليه بذلك الشهود، فأمر به ٧ فضرب بالسيف حتّى قتل، وضرب الغلام دون الحدّ وقال: أما لو كنت مدركاً لقتلتك لإمكانك إياه من نفسك بثقبك».
[٢]. احمد بن على نجاشى، رجال النجاشى، ص ١٠٩، شماره ٢٧٦؛ احمد بن حسين غضائرى، رجال ابن غضائرى، ص ٤٤، شماره ١٩؛ حسن بن يوسف حلّى (علامه حلّى)، خلاصة الاقوال، ص ٣٢٧.
[٣]. به عنوان نمونه: محمّد حسن نجفى، جواهرالكلام، ج ٤١، ص ٣٧٨؛ امام خمينى، تحريرالوسيلة، ج ٢، ص ٥٩٩، مسأله ٣ حدّ لواط.