راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣
اين بندگان هستند كه خواهان بدبختى خود مى باشند آن گاه اراده خدا نيز بر آن تعلق مى گيرد; به گواه اين كه آيه نخست گفتار مؤمن آل فرعون است.
(مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوح وَ عَاد وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ);[١]
و از عادتى همچو عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنان بودند(از شرك و كفر و طغيان) مى ترسم، و خدا ستمى بر بندگان نمى خواهد(بلكه اين بندگانند كه بر خود ستم روا مى دارند).
يعنى خدا مستقيماً و بدون واسطه، نابودى اين اقوام نخواست، بلكه ظلم و ستمكارى آنان سبب شد كه خدا آنها را نابود سازد.
از اين بيان مفاد آيه دوم روشن مى شود چنانچه مى فرمايد:(إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللهَ غَنيٌ عَنْكُمْ وَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ).[٢]
مفاد آيه اين است كه كفر و شرك در اختيار بندگان است و خداوند هرگز به صورت جبر، كفر را بر كسى تحميل نمى كند مگر اين كه خود انسان با تقصير در مقدّمات خواهان كفر باشد و از همين راه، اراده خدا بر آن تعلق گيرد. بنابراين تعلق اراده خدا به
[١] غافر، آيه٣١.
[٢] زمر، آيه٧.