راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٦
معانى(اگر چه به صورت معانى مختلفى جلوه مى كنند) يكى است و به عبارت صحيح تر، همه اينها از حقيقت واحدى حكايت مى نمايند و از تمام اين معانى به ظاهر مختلف، يك معناى جامع تجلى مى كند، نخستين كسى كه به اين مطلب توجه نموده است ريشه شناس معروف زبان عرب«احمد بن فارس بن زكريا>» در تأليف نفيس خود المقاييس مى باشد كه اين اثر را براى تعيين ريشه معانى مختلف الفاظ عرب نوشته شده است، وى در اين كتاب مى نويسد:
براى اين همه معانى به ظاهر گوناگون لفظ «قضا>» يك ريشه بيش وجود ندارد، و هر كارى كه با نهايت اتقان و استحكام، با پايدارى و استوارى خاصى انجام گيرد، به آن «قضا>» مى گويند; مثلاً از آن جا كه آسمان ها با استوارى خاصى آفريده شده اند، خداوند خلقت آنها را با لفظ «قضى>» بيان نموده است چنان كه مى فرمايد:
(فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَات...);[١]
آسمان ها را با استوارى كاملى آفريده و خلقت آنها را به پايان رسانيد.
از آن جا كه حكم قاضى معمولاً استحكام خاصى دارد و لازم الاجراءست حكم او را «قضا>» و شخص او را «قاضى>» مى نامند.
اگر در زبان عرب به «مرگ>»، «قضا>» مى گويند از اين نظر است
[١] فصلت، آيه١٢.