راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٥
است. فرزندان ما نه تنها اموال ما را به ارث مى برند، بلكه صفات و روحيات و ويژگى ها و روحيات پدر و مادر را نيز به ارث مى برند، پدر و مادر با روحيه قابل ستايشى، فرزندانى تحويل جامعه مى دهند كه برخوردار از سعادت خواهند بود. و به عكس، پدر و مادر بيمار و بدخوى با روحيه بيمار فرزندان بدبختى را به جامعه تحويل مى دهند.
از اين بيان نتيجه مى گيريم كه گفتار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مربوط به مسائل اخروى نيست، بلكه مسائل دنيوى را دربرمى گيرد. البته تصور نشود آنچه را كه انسان، از پدر و مادر ارث مى برد، علت تامه بوده و حتماً فرزند بايد پيرو راه آنها باشد، بلكه جنبه مقتضى دارد و مى تواند در آن مسير قرار گيرد و يا بر خلاف آن مسير حركت كند.
اصولاً سعادت و شقاوت ذاتى از نظر مسائل فلسفى صحيح نيست، زيرا در «ذاتى>» دو اصطلاح است:
١. ذاتى باب ايساغوجى كه به جنس و فصل و نوع، اطلاق مى شود;
٢. ذاتى باب برهان، جايى كه وضع موضوع كافى در انتزاع محمول باشد، مانند عدد اربعه، كه كافى در انتزاع زوجيت مى باشد.
اتفاقاً شقاوت و سعادت، از هر دو مقوله پيراسته است. نه جنس و فصل و نوع انسانى است و نه از آن مفاهيمى است كه فرض انسان مساوى با فرض سعادت و شقاوت او باشد.