راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣١
خالقيت بشر به اين معنا كوچك ترين منافاتى با توحيد در خالقيت ندارد بلكه مؤكد چنين توحيد است. از اين جهت در حالى كه قرآن خالقيت را از آن قرآن مى داند، براى بشر احياناً چنين وصفى قائل مى شود.
اوّلاً: خدا خود را «أحسن الخالقين>» توصيف مى كند چنانچه مى فرمايد:
(فَتَبَارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ);[١]
برتر و بالاتر است خدا كه نيكوترين آفريدگاران است.
اگر خالقى جز خدا حتّى به معناى تبعى و ظلّى در كار نبود چگونه خود را زيباترين آنها معرفى مى كند، زيرا فرض اين است يك خالق در صفحه هستى وجود ندارد.
قرآن به روشنى به حضرت مسيح نسبت آفرينش گرى مى دهد، آن جا كه مى فرمايد:
(وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَ تُبْرِءُ الأَكْمَهَ وَ الأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي);[٢]
آن گاه كه از گِل به اذن من شكل پرنده اى مى سازى، و در آن
[١] مؤمنون، آيه١٤.
[٢] مائده، آيه١١٠.