راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٤
اميرمؤمنان(عليه السلام) را وجهه نظر خود قرار دهيم، كه فرمود:
«مع كلّ شىء لا بمُقارَنَة، و غَيْرُ كلِّ شىء لا بِمُزايَلَة>».[١]
با همه چيز هست اما نه اين كه قرين آن باشد. مغاير با همه چيز است، اما نه اين كه از آن بيگانه و جدا باشد.
شايد حديث زير، نظريه فوق را تأييد كند.
أبان بن تغلب(١٤١هـ) از امام باقر(عليه السلام) اين حديث را نقل مى كند:
إنّ الله جلّ جلاله قال:«وما يتقرب إلىّ عبد من عبادى بشيء أحبّ إلىّ ممّا افترضتُ عليه، وانّه ليتقرب إلىّ بالنافلة، حتّى أحبّه، فإذا أحبَبْتُهُ كنت سمعَهُ الذى يسمع به، وبصرَه الذى يبصر به، ولسانه الذى ينطق بهه، ويده التى يبطش بها، إن دعانى أجبته، وإن سألنى أعطيته>».[٢]
هيچ چيزى مانند انجام فرايض، مايه تقرب بنده من براى من نيست، آن گاه كه او واجبات را به جا آورد بهوسيله نافله ها به من تقرب مى جويد در اين صورت (انجام فرايض همراه با نوافل) من او را دوست مى دارم، آن گاه كه محبوب من شد، من گوش او مى شوم كه با آن مى شنود و چشم او مى شوم كه با او مى بيند و زبان او مى گردم كه با آن سخن مى گويد، و دست او
[١] نهج البلاغه، خطبه ١.
[٢] وسائل الشيعة، ج٣، باب ١٧، أبواب اعداد الفرائض ونوافلها، ح٦.