راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٥
مقصود از تقدير علمى، اين است كه خدا از ظرفيت و اندازه هر موجودى آگاه بوده و از پيدايش هر پديده اى، در زمان خاصى به صورت قطع اطلاع دارد و مى داند كه فلان پديده از علل و مبادى خود، سرخواهد زد.
اين نوع علم پيشين به تقدير و قطعيت يك شىء، مايه جبر نيست و تفصيل آن را در ادلّه جبرى ها بيان كرديم، زيرا علم خدا نه تنها بر صدور هر پديده اى از علّت خود، تعلّق گرفته و اين علم خطاپذير نيست و قطعاً بايد صادر شود، ولى علم خدا به ويژگى هاى علّت نيز تعلّق گرفته است، و يكى از ويژگى ها اختيار يا اضطرار علّت است. علم خدا بر اين تعلق گرفته است كه انسان از روى اختيار، فعلى را انجام دهد(و قطعاً انجام خواهد داد) و همچنين علم او تعلق گرفته كه آتش بدون اختيار بسوزاند.
بنابراين، علم پيشين خدا به ظرفيت ها و صدور اشياء از علّت، نبايد وسيله جبر تلقى شود، بلكه بايد آن را مؤكد اختيار بدانيم، زيرا علم خدا به دو چيز تعلق گرفته است:
١. اصل صدور;
٢. ويژگى صدور.
قائلان به جبر از طريق قضا و قدر علمى، فقط به جهت نخست توجه كرده و از جهت دوم غفلت ورزيدند.