راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٠
حكومت اموى به خاطر مخالفت با اميرمؤمنان(عليه السلام) مروج جبرى گرى بود.
٢. تثبيت پايه هاى حكومت
جبرى گرى مى توانست پايه هاى حكومت امويان را تضمين كند زيرا آنان حكومت خود را از طريق قضا و قدر توجيه مى كردند و مى گفتند، خدا خواسته است كه ما بر شما حكومت كنيم و اگر گروهى در جامعه مرفه و گروهى ديگر از هر نوع امكانات دست تهى مى باشند اين به خواست خدا است. و دلايل آنچه كه گفتيم در تاريخ فراوان است، از باب نمونه:
ـ آنگاه كه عايشه از معاويه پرسيد، چرا فرزند خود يزيد را بر خلافت برگزيدى او در پاسخ گفت:«إنّ أمر يزيد قضاء من القضاء ليس للعباد الخيرة من أمرهم>»[١]: خلافت يزيد يكى از تقديرهاى خدا است و بندگان در اين مورد از خود اختيارى ندارند.
ـ هنگامى كه عبدالله بن عمر به خاطر نصب يزيد بر خلافت بر معاويه اعتراض كرد او در پاسخ همان جواب پيشين را تكرار كرد و گفت: «إنّ أمر يزيد كان قضاء من القضاء و ليس للعباد خيرةٌ من أمره>».[٢] يعنى ولايت عهدى يزيد تقدير الهى است، بندگان در آن اختيارى نداشتند.
[١] الامامة والسياسة، ج١، ص ١٦٧ .
[٢] الامامة والسياسة، ج١، ص ١٧١ .