راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٠
نطفه انسانى انسان گردد. خداوند، وجود يك درخت سيب و يا جود انسان را آن چنان اندازه گيرى كرده كه يك هسته يا يك نطفه پس از طى مراحلى، به هدفى كه براى آن آفريده شده اند برسند.[١]شايد براى اشاره به اين حقيقت است كه قرآن مى فرمايد:
(وَ الذِي قَدَّرَ فَهَدَى).[٢]
وجود هر پديده اى را به اندازه خاصى آفريده و آن را به هدفى كه بايد به آن برسد راهنمايى نمود.
در حديثى كه يونس بن عبدالرحمان، كه از رجال علمى شيعه است، از حضرت رضا(عليه السلام) نقل كرده است، حقيقت معناى قضا و قدر، به نحوى كه توضيح داده شد كاملاً منعكس مى باشد. وى مى گويد به حضرتش عرض كردم قدر چيست؟ فرمود:
«هى الهندسة ووضع الحدود فى البقاء والفناء>»;
"قدر" عبارت است از مهندسى و اندازه گيرى موجودات و تعيين مقدار بقا، و هنگام فنا، و نابودى آنها.
سپس مى گويد: عرض كردم «قضا>» چيست؟! فرمود:
«هو الابرام واقامة العين>»; [٣]
اتقان و قطعى شدن شىء و به پا داشتن آن.
[١] نقل از: مفردات راغب، ص ٣٩٥ با تلخيص و توضيح.
[٢] اعلى، آيه٣.
[٣] اصول كافى، ج١، باب جبر و قدر، ص ١٥٨.