راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٩
(... وَ مَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَر مَعْلُوم);[١]
هر چيزى را به اندازه محدودى نازل مى كنيم.
«ابن فارس>» مى گويد: ارزش و اندازه هر چيزى را «قَدَر>» (به فتح دال) و يا «قَدْر>» (به سكون آن) مى گويند، و اگر گاهى در معناى ضيق، استعمال مى شود مانند:
(... وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ...);[٢]
كسانى كه، از نظر زندگى در فشار و ضيق هستند براى اين است كه اين افراد امكانات كم و محدود در اختيار دارند.[٣]
«راغب>» مى گويد: تقدير در اشياء اين است كه، خداوند هر چيزى را به مقتضاى حكمت بالغه خود، به اندازه خاصى آفريده است، زيرا موجودات جهان بر دو نوع هستند: قسمتى از آنها «موجودى اند كه به طور دفعى آفريده شده اند و جنبه تدريجى ندارند، مانند موجودات مجرد«فرشتگان>»، دسته ديگر موجوداتى اند كه اگر چه اصل و ريشه آنها به طور فعلى وجود دارد، ولى نياز به گذشت زمان دارند، تا اين ريشه، براى آن هدفى كه آفريده شده است برسد; مثلاً هسته يك درخت اگر چه بالفعل وجود دارد ولى زمانى بس طولانى لازم است تا درخت شود يا
[١] حجر، آيه ٢١.
[٢] طلاق، آيه٧.
[٣] المقاييس، ج٥، ص ٦٣.