راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٠
ممكن است در اين جا اين سؤال مطرح شود كه: از برخى آيات استفاده مى شود كه مشيّت خدا بر هدايت همه مردم، تعلّق نگرفته است، چنان كه مى فرمايد:
(وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا);[١]
اگر پروردگار تو مى خواست همه كسانى كه در روى زمين هستند، ايمان مى آوردند.
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَ لَوْ شَاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ);[٢]
اگر خداى تو مى خواست همه مردم را براى هدايت پذيرى گرد مى آورد، پس تو از جاهلان مباش.
اگر واقعاً هدايت و ضلالت در دست خود انسان است چگونه با اين آيات سازگار است كه از قضاى پيشين خدا حكايت مى كند كه عدم هدايت همه بشر تعلق گرفته است.
مفاد اين آيات، بسيار روشن است، زيرا اين آيات، در صدد نفى هدايت جبرى است، كه مسلّماً فاقد ارزش است; يعنى اگر خدا مى خواست، مردم را به نوعى مى آفريد كه فقط هدايت پذير باشند،
[١] يونس، آيه ٩٩.
[٢] انعام، آيه ٣٥.