راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٦
ما هم بر هدايت آنان افزوديم.
جمله (زِدْنَاهُمْ هُدًى) بيانگر هدايت ويژه است، اما پس از آن كه اصحاب كهف به پروردگار خود ايمان آوردند و براى حفظ دين خود از مقام و منصب دست كشيدند و به غار پناه بردند، چنين عكس العملى مقدمه هدايت ويژه شد كه قرآن بعدها يادآور مى شود.
٤. (وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى);[١]
آنان كه هدايت پذيرفته اند، بر هدايتشان افزوديم.
در اين آيه، دو هدايت در كنار هم آمده اند ولى از هدايت نخست با جمله(اهتدوا) تعبير شده است و از هدايت دوم با واژه (هدى). در اولى، پذيرش هدايت حاكى از گزينش آنهاست كه راه خدا را برگزيده اند، دومى خواه و ناخواه وارد روح و روان آنها مى شود.
در اين آيات، هدايت ويژه، پس از پذيرش هدايت همگانى به دست مى آيد، در آيات ديگر، همين مطلب، در مورد ضلالت و گمراهى درست است. كسانى كه از هدايت همگانى بهره نگرفته اند، و به اصطلاح، ظالم و فاسق و بدكردار، معرفى شده اند، خدا آنان را گمراه مى سازد; يعنى آن هدايت ويژه را از آنها سلب مى كند. خوددارى از «هدايت ويژه>»، همان اضلال و گمراه كردن
[١] محمد، آيه١٧.