راه سوم ميان جبر و تفويض - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤١
به لفظ «وحى>» تعبير مى كند و مى گويد:
(وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ);[١]
خدا به زنبور عسل، الهام كرد كه از كوه ها و درختان و از آنچه سايبان مى سازند، خانه هايى برگزين.
آن گاه در دنباله آيه از كارهاى شگفت آور آن، گزارش مى دهد. تمام اينها يك نوع هدايت تكوينى است; يعنى در آفرينش او نظامى را مى آفريند كه خواه ناخواه او را به اين هدف مى كشد.
هدايت همگانى خدا، در مورد انسان در برخى از آيات به روشنى آمده است، چنان كه مى فرمايد:
(وَ نَفْس وَ مَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا);[٢]
سوگند به نفس انسانى و به خدايى كه او را تكميل كرد، آن گاه زشتى ها و پاكيزگى ها را به او الهام نمود.
اين آيه حاكى از آن است كه بشر در مكتب خلقت، مى تواند خوبى ها و بدى ها را تشخيص دهد، در حقيقت فطرت يك معلم درونى است كه انسان را به آنچه كه كمال اوست رهبرى نموده و از آنچه كه مايه سقوط اوست جلوگيرى مى كند.
[١] نحل، آيه ٦٨.
[٢] شمس، آيه ٧ و٨.