تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٩ - افسانه غرانیق
نکتهها
افسانه غرانیق
در رابطه با آیه ... إِلَّا إِذا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیْطانُ فِی
أُمْنِیَّتِهِ در روایات اهل سنّت افسانهای از ابن عبّاس نقل شده است.
در
تفسیر برهان از تفسیر علی بن ابراهیم نقل کرده که فرمود: اهل سنّت روایت
کردهاند: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در مسجد الحرام سوره و النجم را
در نماز قرائت میکرد و قریش به قرائت او گوش میدادند چون به آیات أَ
فَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْری
رسید، شیطان به زبانش انداخت که گفت:
«فانها الغرانیق العلی و ان
شفاعتهن لترتجی» (یعنی آنها اصنام والا مقامند و شفاعتشان مورد امید است)
قریش از شنیدن آن شاد گشتند و سجده کردند حتی ولید بن مغیره که پیر مردی
بود مقداری سنگریزه در کف گرفت و نشسته بر آنها سجده کرد، قریش گفتند:
محمّد به «لات، عزی» و به شفاعت آنها اقرار کرد.
این همان افسانه غرانیق
است که به دست افسانه سازان ساخته شده و به کتب تفسیر و تاریخ راه یافته
است و اغلب سند آن را به ابن عباس رساندهاند، محققین علماء از قدیم و جدید
آن را ردّ کرده و افسانهاش خواندهاند، ولی متأسفانه بعضیها امثال
زمخشری آن را بیدغدغه نقل کرده و گذشتهاند.
طبرسی بعد از نقل آن
فرموده: احادیث این نقل در نزد اهل حدیث معیوب و ضعیفند، پیامبران از مضمون
این احادیث منزّه میباشند، این حرف چطور بر آن حضرت رواست با آنکه خدا
فرموده: کَذلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَکَ و فرموده: سَنُقْرِئُکَ فَلا
تَنْسی.