تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٦١ - شرحها
عاکفین: عکوف، ملازمت و اقامت در نزد شیء «عاکفین»: ملازمان.
حکما: حکم: قضاوت و تشخیص حق از باطل.
کبکبوا: کب: انداختن بر رو، انکباب: افتادن بر رو، «کبه فانکب:
القاه علی وجهة» «کبکبه: القاه علی وجهه».
غاوون: گمراهان. غوایة: گمراهی.
حمیم: مهربان. رجوع شود به این کلمه در آیات دیگر.
کرة: رجوع و بازگشتن.
شرحها
بعد از ماجرای موسی علیه السّلام، در این آیات حالات ابراهیم علیه
السّلام نقل شده، علّت نقل حالات پیامبران در این سوره، در اول آن گفته شد.
در
این آیات: ابراهیم علیه السّلام بت پرستان را محکوم میکند، خدا را به
عنوان رب العالمین میخواند که همه چیز از اوست، حتی جزئیات زندگی:
خلقت، هدایت، طعام دادن، آب دادن: شفا دادن، زنده کردن، میراندن و ...
سپس اشاره به بقیه حالات آن حضرت شده است.
٦٩
و ٧٠- وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِیمَ إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ
قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ قصه موسی علیه السّلام با وَ إِذْ نادی رَبُّکَ
شروع شد ولی در ابراهیم علیه السّلام به لفظ وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ، این
ظاهرا برای آنست که ابراهیم پدر قریش بود و حالات او را همه میدانستند.
در
ذیل آیه: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ ... انعام/ ٧٤ گفته شد
که آزر پدر ابراهیم علیه السّلام نبود، بلکه عمو یا جدّ امّی آن حضرت بود
که به علت ریش سفید بودن به او پدر خطاب میکرد نام پدر او «تارح» ذکر شده
است که یکی از پیامبران الهی بود.