تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٧ - شرحها
شرحها
در پی مطالب آیات گذشته که لازمه آنها ایمان واقعی به خدا و رسول بود در
این آیات به حالات بعضی از منافقان اشاره شده که به زنان اظهار ایمان و
اطاعت میکنند ولی به وقت عمل از مقتضای ایمان سر باز میزنند و به قضاوت
رسول اللَّه حاضر نمیشوند، چنین کسان مؤمن نیستند، بلکه مؤمنان کسانی
هستند که دربست در اختیار خدا و رسول قرار دارند.
آن گاه به حالت دیگر
منافقان اشاره شده که سوگند اکید یاد میکردند به جهاد خواهیم رفت و سپس به
اهل ایمان و عمل وعده شده که در جای مشرکان و بعد از زوال آنها جانشین
خواهند بود و دینشان استقرار خواهد یافت، امّا تداوم آن مشروط به تداوم
ایمان و عمل است، در صورت تداوم ایمان و عمل کافران نخواهند توانست بر آنها
صدمهای بزنند.
٤٧- وَ یَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ
وَ أَطَعْنا ثُمَّ یَتَوَلَّی فَرِیقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما
أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ.
این آیه بیان حال بعضی از منافقین است، ما
بین ایمان به خدا و ایمان به رسول نوعی فرق هست گرچه از یکدیگر قابل انفکاک
نیستند، ایمان به خدا و اطاعت خدا همان ایمان به وجود خدا و اطاعت از دین
خداست، اما ایمان به رسول آنست که بدانیم او حق است و از جانب خدا خبر
میدهد و اطاعت از او آنست که در تمام حکومت و قضاوتهایش در منازعات و
امثال آن از او اطاعت کنیم گویی: آمدن باء در «بالرسول» برای افاده این
معنی است که ایمان به رسول، خوددارای نوعی استقلال است.
لفظ «اطعنا» راجع به هر دو است یعنی «اطعنا اللَّه و اطعنا الرسول» نظیر