تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٨ - شرحها
خاویة: خوی: خالی شدن. سقوط. «قوی بطنه من الطعام» شکمش از طعام خالی شد «خاویة»: خالی.
یطهرون: آن در اصل به معنی «پاک میکنند» است مراد از آن در اینجا تنزه و کنارهگیری است.
غابرین: غابر کسی را گویند که بعد از رفتن دیگری باقی ماند.
«غابرین»: ماندگان.
شرحها
در این آیات حالات صالح و لوط علیهما السّلام نقل شده که علّت آمدن شرح
حال آنها در اول سوره گفته شد. در این آیات میخوانیم که آن دو پیامبر
گرامی قوم خویش را به توحید خواندند ولی دعوتشان مؤثر واقع نشد قومشان در
اثر لجاجت و عناد، گرفتار شده و از بین رفتند.
٤٥- وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذا هُمْ فَرِیقانِ یَخْتَصِمُونَ.
منظور
از فریقین، گروه کافر است که عدهای دعوت آن حضرت را قبول کرده میان آنها و
کفّار اختصام به وجود آمد، مخاصمه آنها در سوره اعراف/ ٧٥ و ٧٦ چنین آمده
است: قالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِینَ
اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً
مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ قالَ
الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کافِرُونَ.
«اخاهم»
حاکی است که صالح از خود آن قوم بود، «اذا» ی فجائیه شاید برای آن باشد که
میبایست همه به صالح ایمان بیاورند ولی ناگهان آنها دو گروه شدند باید
دانست در تکرار حالات پیامبران نکتههایی نقل میشود که