تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٧ - کلمهها
کلمهها
ثمود: نام قوم صالح علیه السّلام که در سوره شعراء و سورههای دیگر گذشت
اطیرنا: صیغه متکلم مع الغیر در اصل «تطیرنا» است «تاء» به «طاء» عوض شده و
در ادغام به علّت ساکن شدن حرف اول همزه مکسور بر آن اضافه شده است معنای
آن «به فال بد گرفتیم» است. تطیر: تشأم و فال بد زدن.
رهط: عشیره و قوم.
راغب گوید: اطلاق رهط بر عشیره در صورتی است که از ده کمتر باشند، قاموس
آن را از سه یا هفت تا ده و یا از ده کمتر گفته است. مراد از آن در آیه شخص
است چنان که خواهد آمد.
تقاسموا: با همدیگر قسم بخورید (هم قسم شوید).
لنبیننه: تبییت: انجام دادن کار در شب «بیت الامر: عمله او دبره لیلا» منظور از آن در آیه کشتن صالح علیه السّلام در شب بود.
مهلک: (بر وزن محمل) مصدر میمی است به معنی هلاک شدن.
مکر:
تدبیر. اعم از آنکه در کار بد باشد یا در کار خوب. در مفردات و اقرب
الموارد گوید: مکر آنست که شخص را به حیلهای از مقصودش منصرف کنی، آن دو
نوع است محمود و مذموم محمود آنست که از آن کار خوبی مراد باشد و مذموم به
عکس است.
دمرناهم: تدمیر: هلاک کردن.