تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٠١ - کلمهها
کلمهها
ایکه: بیشه. جنگل. طبرسی فرموده «الایکة: الغیضة ذات الشجر الملتف» یعنی ایکه باتلاقی است که درختان انبوهی دارد.
شعیب: از پیامبران مشهور است که موسی علیه السّلام دختر او را بزنی گرفت نام مبارکش یازده بار در قرآن مجید آمده است.
کیل: پیمانه و پیمانه کردن. در اینجا معنای اول است. فرق کیل با ترازو آنست که کیل نسبت به حجم طعام است و ترازو نسبت به وزن آن.
مخسرین: کم فروشان. کم کنندگان، اخسار آنست که کسی را در معرض خسران قرار دهند.
قسطاس: ترازو. گویند: از کلمات دخیل است، و عربی نیست.
لا تعثوا: عثی: افساد و تباهی کردن. گویی منظور از آن تلاش فاسدانه است. از ابو عبیده نقل شده، «العثی: اشد الفساد و الخراب».
جبلة:
منظور از جبله مخلوق است. اصل آن به معنی طبیعت است، طبرسی فرماید:
«الجبلة: الخلیقة التی علیها الشیء» گویی منظور از آن طبیعت بشری است که
بر درک حسن و قبح آفریده شده است.
مسحرین: مسحر کسی را گویند که در اثر پی در پی جادو شدن عقل خود را از دست داده است.
کسفا: قطعهها، تکهها. واحد آن کسفه است.
ظلة: سایبان.