تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٣ - شرحها
شرحها
در این آیات حالات مشرکان از وقت مرگ تا قیامت و از قیامت تا ابد بیان
شده است، به همین مناسبت کلّیاتی از معاد از قبیل توزین اعمال، بیاثر بودن
نسبتها نیز بیان گشته است. مشرکان وقت آمدن مرگ از خدا میخواهند که آنها
را به دنیا برگرداند و بعد از داخل شدن به آتش نیز چنین تقاضایی خواهند
داشت امّا هیچ یک پذیرفته نخواهد شد زندگی دنیا به نظرشان چنان کوتاه خواهد
آمد، گویی یک روز یا نصف روز بوده است.
در آخر آیات، اشاره شده که اگر
قیامت نبود خلقت انسانها عبث بود ولی خدا حکمران حق و حکیم است کار عبث
نمیکند آن وقت به رسول خدا فرمان میدهد که از خدا رحمت و مغفرت بخواهد.
٩٩ و ١٠٠- حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ.
لفظ
«حتی» متعلّق است به آنچه در گذشته درباره کفار گذشت از قبیل بَلْ
قُلُوبُهُمْ فِی غَمْرَةٍ مِنْ هذا یعنی در همان حال غفلت و شرک میمانند
تا وقتی که مرگشان آید، ظاهرا خطابشان متوجّه به ملائکه است که او را قبض
روح میکنند.
به نظر المیزان «رب» منادی است که خوف ندا از آن حذف شده،
تقدیر آن «یا رب ارجعون» است یعنی اوّل به خدا استغاثه میکند و سپس به
ملائکه میگوید که مرا به دنیا برگردانید تا در ثروتی که ترک کردهام عمل
صالح انجام دهم و انفاق کنم.
علی هذا منظور از «ما ترکت» ثروت دنیا است که ترک کرده، به قولی