تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٩ - شرحها
مراد گوینده جمع است یا مفرد، مثلا در آیه وَ تَرَی الْفُلْکَ مَواخِرَ فِیهِ نحل/ ١٤ با جمع «مواخر» معلوم میشود که مراد جمع است.
شرحها
از آیه دوازدهم این سوره تا حدود آیه پنجاه و چهار، سه مطلب مطرح میشود
اول اینکه خدا مردمان را با یک وضع محیر العقول آفریده است دوم اینکه:
روییدنیها را پشتوانه زندگی آنها قرار داده است سوم اینکه: پیامبران را
برای هدایت آنها فرستاده است، وظیفه از طرف خدای تبارک و تعالی تمام شده
نوبت بندگان است که از این مواهب استفاده کنند یا نکنند، در آیات
یازدهگانه فوق، دو بخش از سه بخش فوق یعنی خلقت انسان و پشتوانه زندگی او
یاد شده است، این سه بخش میتواند به حکم استدلال باشد به اوصافی که در اول
سوره درباره مؤمنان گفته شد، یعنی اگر از این مقدمات و مواهب استفاده کرده
و دارای اوصاف گذشته شدید، فلاح و رستگاری از آن شماست.
١٢ و ١٣- وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ.
این
دو آیه بعدی راجع به خلقت انسان است به نظر میآید منظور در اینجا خلقت دو
مرحلهای انسان است یعنی بشر اولی از خاک آفریده شد، سپس نسل او در نطفه
قرار داده شد، نظیر وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ ثُمَّ جَعَلَ
نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ سجده/ ٧ و ٨، پس آیه اول راجع به
انسان اولی و آیه دوم راجع به نسل او است، علی هذا «الانسان» شامل انسان
اولی و نسل اوست.
در این صورت آیه نظیر آیه پنجم سوره حج نیست که گذشت، بعضی هر دو