تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٠ - کلمهها
کلمهها
مشکات: قندیل یا طاقچهای که بر آن شیشه گرفتهاند، چراغ را در آن مینهند (قاموس قرآن).
نور:
در تعریف نور گفتهاند: آنچه چیزها را آشکار میکند و نیز گویند آنچه فی
نفسه آشکار است و غیر خود را آشکار میکند و نیز گفتهاند:
«النور:
الضوء و هو خلاف الظلمة» سپس تعمیم یافته و به حواس نیز نور گفته شده که با
آنها محسوسات روشن میشود، به عقل نیز نور گفته شده که معقولات با آن
آشکار میشود، به ایمان نیز از این جهت نور اطلاق میشود.
زجاجة: شیشه «مصباح»: چراغ.
دری: درخشان. ستاره را در سفید و درخشان بودن به «در» تشبیه کردهاند.
زیتها: زیت: روغن زیتون. چنان که به درخت و میوه آن زیتون گویند واحد آن زیتونه است.
غدو: غدوه و غلاة: بامداد یا از اول صبح تا طلوع شمس جمع غدوه غدو و جمع غداة غدوات است.
آصال: اصیل: از وقت عصر تا مغرب. جمع آن آصال است.
تلهیهم: لهو: مشغول شدن و چیزی که مشغول میکند. الهاء: مشغول کردن «لا تلهیهم»: مشغول نمیکند آنها را.
تتقلب: قلب: گردیدن و گردانیدن شیء «تتقلب»: میگردد و متحول میشود.