تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٣ - کلمهها
٤٨- بسا شهری که مهلتش دادیم که ظالم بود سپس به عذابش گرفتیم، بازگشت به سوی من است.
کلمهها
یدافع: آن مبالغه در دفع است زیرا که «یدفع» نیز آن معنی را میرساند یعنی «یدفع المشرکین عن الذین آمنوا».
خوان: مبالغه خائن است یعنی بسیار خیانت کننده.
کفور: (بفتح اول) مبالغه در کفران نعمت و مبالغه در کفر، به هر دو معنی در قرآن کریم آمده است.
صوامع:
جمع صومعه، به معنی دیر است، راهبان نصاری آن را در صحراها میساخته و در
آن عزلت گزیده و عبادت میکردند، راغب گوید صومعه هر بنائی است که سقف آن
به صورت گنبد بوده باشد، آن فقط یک بار در قرآن آمده است.
بیع: (بر وزن
عنب) کلیساها. مفرد آن بیعه است، صحاح و قاموس و اقرب گوید: آن معبد نصاری
است، طبرسی فرموده: بیع معابد نصاری است در شهرها، صوامع معبد آنهاست در
صحراها.
صلوات: (بر وزن نفرات) معابد یهود (کنشتها) مفرد آن صلوة است،
زمخشری گوید: این تسمیه برای نماز خواندن در آن است، به قولی در زبان عبری
«صلوثا» بوده و معرب شده است.
مکناهم: تمکن و قدرت دادیم به آنها. تمکین: قدرت دادن.
املیت: املاء: اطاله مدت. «الاملاء ... الامهال» یعنی مهلت دادن.
نکیر: آن در اصل «نکیری» است که یاء متکلم از آن حذف شده است