تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٨٣ - شرحها
شرحها
چهارمین پیامبری که در این سوره یاد شده، هود علیه السّلام است که
ماجرای او در سوره اعراف و هود گذشت، در این آیات میخوانیم که هود علیه
السّلام قوم خود را که بت پرست بودند به سوی خدا دعوت فرمود، نعمتهای خدا
را بر آنها یاد آوری کرد، و از اعمال خلافشان بر حذر داشت، در جواب گفتند
موعظه و عدم موعظه تو بر ما یکسان و گفتار تو همان افسانههای گذشتگان است
بالاخره عذاب خدا تار و مارشان کرد.
١٢٣- کَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِینَ.
عاد قوم هود علیه السّلام هستند که در سرزمین احقاف از یمن ساکن بودند، علت جمع آمدن مرسلین در آیه ١٠٥ گذشت.
١٢٤- ١٢٧- إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ ... عَلی رَبِّ الْعالَمِینَ.
این
آیات نظیر همانست که در ماجرای نوح گذشت و در جریان صالح و لوط و شعیب
علیهم السّلام نیز خواهد آمد و نشان میدهد که ریشه ادیان همه یکی است.
١٢٨-
١٣٠- أَ تَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَةً تَعْبَثُونَ وَ تَتَّخِذُونَ
مَصانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ وَ إِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ
جَبَّارِینَ.
در این آیات سه قسمت از کارهای ناشایست آنان ذکر شده است
اول عیاشی آنها، دوم دنیا پرستی، سوم: رفتار ظالمانه آنها با مردم: از آیه
اول فهمیده میشود که در مکانهای مرتفع و تپهها ساختمان میساختند برای
عیاشی و خوشگذرانی و اظهار قدرت، بدون اینکه نیازی به آن داشته باشند،
مانند اشراف مکه هر یک باقیمانده طعام خود را مانند تلی به صحرا میریختند و
به دیگران افتخار میکردند که من در هر وقت این مقدار طعام تهیه میکنم.