تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٠ - شرحها
است، طبرسی فرموده: صهر اختلاطی است شبیه قرابت.
استوی: این کلمه اگر با «علی» باشد به معنی استقرار یافتن و اگر با «الی» باشد به معنی توجه است نظیر ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ یعنی به آسمان توجه کرد.
نفور: دوری. و اگر با «الی» باشد به معنی رفتن و خروج آید.
بروج: ستارگان درخشان. برج در اصل به معنی آشکار شدن است، ستارگان را از لحاظ درخشان بودن و آشکار شدن بروج گفتهاند.
خلفة: (بکسر اول): چیزی که در پی دیگری آید. (پی در پی).
شرحها
در این آیات، ابتدا بعضی از اوصاف منکران رسالت و قرآن و معاد و توحید
یاد شده است از قبیل مسخره کردن پیامبر، پیروی از هوای نفس، مانند حیوانات
بودن، عبادت به چیزی که لا یضرّ و لا ینفع است.
سپس عدهای از آیات
مختلف و گوناگون توحید در هفت آیه بیان گردیده است این آیات در اثبات توحید
مطلب مستقل هستند ولی به نظر المیزان منظور از ذکر آیات تفهیم این مطلب
است که خداوند رسول و کتاب میفرستد، بعضی را هدایت میکند و بعضی گمراه
میشود و این عجیب نیست بلکه در کارهای خدایی نظیر اینها پیدا میشود نظیر
نور و ظلمت، آب شیرین و شور، مؤنث و مذکر.
آن گاه مطالبی نظیر آنچه گفته شد در این آیات آمده است.
٤١- وَ إِذا رَأَوْکَ إِنْ یَتَّخِذُونَکَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِی بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا.
استهزاء حاکی از تحقیر استهزاء شده است، «ان» برای نفی است أَ هذَا