اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١ - مقدمه
شكست شديد مواجه شد- و جلال و جبروت خود را از دست داد- پس در حقيقت تاريخچه حقيقى فلسفه مادى- از قرن هيجدهم شروع مىشود- .
ولى ماديين خودشان سعى دارند- كه مكتب مادى را داراى يك سابقه ممتد تاريخى- و جميع دانشمندان بزرگ دنيا را مادى جلوه دهند- جلوداران پيشروى علوم را مادى- و ماديين را جلوداران پيشروى علوم معرفى كنند- تا جايى كه گاهى در باره ارسطو مىگويند- بين ماترياليسم و ايدهآليسم در نوسان بود- و گاهى در نوشتجات خود- ابن سينا را نيز ماترياليست مىخوانند- .
ماديين در نشريات خود تمام فلاسفه يونان- از زمان ثاليس ملطى تا زمان سقراط را مادى مىخوانند- بخنر آلمانى مادى معروف قرن نوزدهم- در مقاله پنجم از شرحى كه بر نظريه داروين نوشته است- و دكتر شبلى شميل آن را به عربى ترجمه كرده است- بسيارى از فلاسفه از قبيل انكسيماندر [ انكسيمندروس ]- و اناكسيمن [ انكسيمانوس ]- و اكزينوفان [ اكسينوفانوس ]- و هراكليت [ هرقليطوس ]و برمانيد [ برمانيدس ]- و امبيدوكل [ انباذقلس ]و ديمو كريت [ ذيمقراطيس ]- را باين عنوان نام مىبرد- .
ولى حقيقت اينست كه هيچيك از اين دانشمندان را- نمىتوان مادى بمعناى منكر ما وراء الطبيعه خواند- هر چند اين جماعت را در اصطلاح تاريخ فلسفه- طبيعيون يا ماديون مىخوانند- در مقابل رياضيون فيثاغورسيان- كه اصل عالم را عدد مىدانستند- و در مقابل سوفسطائيان كه منكر وجود عالم خارج بودند- باعتبار اينكه بيك ماده و اصل اولى- در طبيعت قائل بودهاند- مثلا ثاليس ماده المواد را آب- و انكسيمندروس هيولاى مبهمه- و انكسيمن هوا و هرقليطوس آتش- و انباذقلس عناصر چهارگانه و ذيمقراطيس - ذرات كوچك را غير