اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٤ - نكته چهارم
عين ذاتش مىباشد- و وصف و موصوف در وى يكى است- اگر چه بحسب تعبير- از اين مصداق با مجموع دو مفهوم حكايت مىكنيم- و آنگاه متافيزيك دو مفهوم مطلق مىپندارد- .
ما در پاسخ اين پاسخ نيز مىگوييم- تغيير و تحول را در واقعيت ماده قبول داريم- ولى فكر اين خاصه را ندارد- و همين سخن كه شما مىگوئيد- اين مفهوم در پندار شما مطلق و ثابت است- دليل ما است به مدعاى خودمان
نكته چهارم
ايده آليست حقيقى كسى است- كه مطلق واقعيات را نفى مىكند- كه در معناى نفى مطلق است- و اينان اگر چه بسيار كم و ناياب- و شايد در اين عصر مصداق نداشته باشد- ولى دستهاى از قدما را- تاريخ با اين مسلك ضبط نموده است- و در هر حال ايده آليست سوفسطى- بمعنى حقيقى كلمه اينانند- .
با اين همه ما نمىتوانيم به اور كنيم- كه انسانى پيدا شود كه داراى خلقت صحيح بوده- و مانند ساير افراد انسان- كارهاى اين نوع را انجام دهد- و علوم و ادراكات كه در ساير افراد نوع يافته مىشود- در وى يافته نشود- هر يك از ماها با يك آزمايش دامنه دار- هزاران فعل از خود ديده- كه از علوم مختلفه بعنوان واقع بينى- نه بعنوان انديشه سرچشمه مىگيرد- و هر فعل ارادى وى متكى به اراده- و هر اراده متكى به علم مىباشد- و همچنين هر يك از ماها هزاران فرد از نوع خود- با هزاران فعل ديده- كه همه آنها را با اراده و علم انجام مىدهد- و اين علوم و افكار از خارج سرچشمه مىگيرد- البته واقع بينى علوم و افكار همه بيك نحو نمىباشد- چنانكه در مقالههاى بعدى روشن خواهد شد- و از اينجا روشن مىشود- كه ايده آليست حقيقى