اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٥ - خلاصه نظريه ماديين جديد
تحت حكومت تحول و تكامل عمومى- روزى جاى خود را به فرضيه ديگرى بهتر از خود خواهد داد- و از اين روى بايد از بديهيات ششگانه- منطق كهنه پوزش خواسته- و دست بدامن ديالكتيك زد ديناميك [١]است- و عيب اساسى منطق قديم كه پايه متافيزيك است- دو چيز بود يكى اينكه اشياء را- در حال جمود و سكون مطالعه مىكرد اصل سكون- و لهذا مفاهيمى كه از اشياء داشت ساكن و بىحركت بود- .
ديگر اينكه اشياء را از يكديگر مستقل- و جدا جدا مطالعه مىكرد اصل جدائى- و بين هر شىء و ساير اشياء ديوار و حائلى قائل بود- و لهذا هر مفهوم برايش مستقل- و از ساير مفاهيم جدا بود- و مفاهيم در يك ديگر مؤثر نبودند- .
اما براى كسى كه با منطق ديالكتيك فكر مىكند- مفاهيم همواره متحرك و در يك ديگر مؤثرند- نتيجه اينكه مفاهيم در منطق جامد- همواره جامد و بىحركت و از يك ديگر مستقل و جدا بود- پس حقيقت نبود زيرا با واقعيت خارجى نظير نبود- و اما در ديالكتيك مفاهيم همواره متحرك- و در يكديگر مؤثرند پس حقيقتاند- زيرا با واقعيت خارجى نظيرند و مطابقت دارند- .
پس حقيقت كه محصول طرز تفكر ديالكتيكى است- همواره متحول و متكامل است- .
دكتر ارانى در جزوه ماترياليسم ديالكتيك صفحه ٥٦- مىگويد اصل دوم ديالكتيك- اصل تكامل ضدين يا قانون تكاپوى طبيعت است- واقعيت ماده زمان مكان- چون زمان را در بر دارد شامل مفهوم تغيير نيز مىباشد- اين تغيير و شدن و تكامل واقعيت دارد- و تكاپوى طبيعت واقعى است- همين تكاپوى واقعى در مغز ما- بصورت حقيقت قانون تكاپوى طبيعت تصوير مىشود- تا آنجا كه مىگويد اين قانون- راجع بحركت تغيير واقعى اشياء- و حركت حقايق تصاوير واقعيت در فكر است- .
در صفحه ٤٨ مىگويد دقت كنيد- كه دو مفهوم را با يك ديگر مخلوط نكنيد- اگر صحبت از ديالكتيك در طبيعت باشد- غرض واقعيت ديالكتيك- يعنى تاثير متقابل اجزاء طبيعت- و تكاپوى آنها بدون ارتباط با طرز تفكر بشر است- و اگر از اسلوب ديالكتيك باشد- غرض تصويرى از واقعيت
[١] . Dynamique