اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٩ - فلاكت ماترياليسم بدست ديالكتيك
مرحله اگر چه حكم موجود است- ولى چون تطبيق و سنجشى در ميان نيست- باز صواب و خطائى محقق نمىشود- .
و در مرحله سوم چون قوه حاكمه- كه حكم را بكار مىبندد- در ميان مدركات خود اختلافى مشاهده مىكند- زيرا در بعضى از آنها سرخود بوده- و به دلخواه خود تصور ميتواند بنمايد- و برخى از آنها با يك نظام مخصوصى پيش مىآيند- كه تصرف در آنها از توانائى وى بيرون مىباشد- مثلا گاهى آتش را مىبيند كه در دنبال همين ادراك- صفت گرمى و سوزندگى بى امكان تفكيك ادراك مىشود- چنان كه با حواس ظاهره- و خاصه موقعى كه بيشتر از يك حاسه- در ادراك شركت بكنند همان نحو است- و گاهى همان آتش را درك مىكند- و به آسانى ميتواند ميان خود وى و گرمى- و سوزندگى وى تفكيك بيندازد- چنانكه در خيال خالى همان جور مىباشد- .
و از اين روى قوه حاكمه مزبور ناچار حكم مىكند- كه واقعيتى خارج از خود وى ادراك كننده موجود است- كه اينگونه مدركات نتيجه تاثيرات وى- و بلكه معرف وى مىباشند- و از همين جا دستگاه تطبيق علم به معلوم- و ذهن بخارج پيدا مىشود- پس از اين بيان نتيجه گرفته مىشود كه- ١-در مرتبه عمل طبيعى اعضاى حاسه خطائى نيست- .
٢-در مرتبه انجام يافتن ادراك حسى خطائى نيست .
٣-در مرتبه حكم در متن ادراك حسى- پيش از تطبيق بخارج خطائى نيست- .
و از اين روى ناچار خطا در مرتبه پائينتر- از مراتب گذشته مىباشد- مرتبه ادراك و حكم كه مقايسه و تطبيق بخارج شود- .
اكنون چگونگى اين خطا را بايد بررسى كرد- مقدمتا بايد دانست-