اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٦ - خرده گيرى
كه اساس خود را- روى تحول و تكامل عمومى واقعيت ماده مستقر ساخته است
خرده گيرى
اينست خلاصه نظر دانشمندان مادى تحولى- و اين نظر گذشته ديالكتيك در مغز ما است- كه با يك واقعيت نظير است- و طريقه استدلال ما است - .
پاسخ اين بيان دانشمندان مادى شامل دو قسمت است- قسمت اول اينكه طبيعت خارجى- در حال تغيير و تحول و تكامل است- و سكون و يكسان ماندن در طبيعت خارجى وجود ندارد- و همين طبيعت متغير و متكامل- همه اجزائش در يكديگر مؤثر و با يكديگر مرتبطند- .
اين قسمت البته صحيح است- و مورد تاييد فلاسفه الهى بوده و هست- اصل اين نظريه تازگى ندارد- و باقرار خود ماديين اصل حركت و تغيير را- اولين بار هراكليد هرقليطوس - در قرن ششم قبل از ميلاد ابراز كرد- و اصل تاثير و ارتباط اجزاء طبيعت- با يكديگر اولين بار از طرف افلاطون و ارسطو ابراز شد- .
در حدود سه قرن و نيم پيش صدر المتالهين - فيلسوف بزرگ اسلامى- كه تحول عظيمى در فلسفه بوجود آورد- اصل تكامل طبيعت را بطرز بديع و بى سابقهاى بيان كرد- وى با موازين فلسفى باثبات رسانيد- كه تمام اجزاء طبيعت اشكال- و تنوعات مخصوص حركتند- و سكون و يكسان ماندن خلاف مقتضاى ذات طبيعت است- و از اين جهت حدود ماهيات همواره متحرك- و براى يك شىء در دو لحظه- نمىتوان يك ماهيت ثابت فرض نمود- .
دانشمندان اروپا در قرون جديده- و مخصوصا در قرن نوزدهم از راه كاوشهاى تجربى- و تجسسات علمى قوانين مخصوص تكامل را- در نباتات و در موجودات زنده بدست آورند- لامارك و داروين - فرضيه تكامل تدريجى موجودات زنده را- در تحت قوانين مخصوص بيان كردند- .
روى هم رفته تحقيقات فلسفى از يك طرف- و تجسسات علمى از طرف ديگر در باب حركت- اين نتيجه را در باب كيفيت مطالعه اشياء- و كشف حقيقت آنها بدست بشر داد- كه اشياء را نبايد ساكن و جامد مطالعه كرد- يعنى اگر تصورى از يك حادثه طبيعى- در يك حالت خاص داشته باشيم- نبايد اين