اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٤ - خلاصه نظريه ماديين جديد
٢-صحيح مطلق و همچنين غلط مطلق نداريم- بلكه صحيح آنست كه با اجزاء نسبتا بيشترى- از ماده وفق دهد و غلط بعكس آن- .٣-هر حقيقتى كه فرض شود يك فرضيه قابل تغيير است- كه قهرا و جبرا مفاهيم ذهنى عموم افراد- متغير و متحرك و جنبنده خواهد بود- و چونكه تفكر ديالكتيكى بحسب تعريف ماديين- يعنى تفكرى كه در وى مفاهيم متحرك بوده- و جامد نيست پس همه انسانها- تفكر ديالكتيكى دارند- خواه خودشان متوجه باشند و خواه متوجه نباشند- محال است كسى پيدا شود- كه تفكر ديالكتيكى نداشته باشند- تنها امتياز ماديون در اين جهت خواهد بود- كه آنها مىدانند كه همه تفكرات ديالكتيكى است- و ديگران نمىدانند و اين دانستن- و ندانستن تغييرى در طرز تفكر عمومى- كه جبرا ديالكتيكى است نمىدهد- .
خلاصه مطلب اينكه- اولا حقايق چون غير مادى هستند تغيير نمىكنند- و ثانيا اگر هم فرضا تغيير بكنند- همه افراد در آن يكسان خواهند بود- و نمىتوان آنرا بعنوان طرز تفكر- و اسلوب منطقى يك دسته مخصوص معرفى كرد- .
راه دوم اشياء خارجى اجزاء طبيعت- كه فكر با آنها تماس مىگيرد- تغيير و حركت تكاملى دارند اصل تغيير- و اين اشياء متغير متحول همه با يكديگر مرتبط- و در يكديگر مؤثرند اصل تاثير متقابل- .
اشياء را بدو نحو مىتوان مطالعه كرد- يكى در حال سكون و جدا جدا- و ديگر در حال تغيير و ارتباط- پس مفاهيمى كه از اشياء خارجى در ذهن ما- نقش مىبندد بدو نحو ممكن است صورت بگيرد- .
صحيحترين طرز تفكر كه- همان طرز تفكر ديالكتيكى است- اينست كه هر شىء را در حال حركت تكاملى- نه در حال سكون و جمود- و در حال ارتباط با ساير اجزاء طبيعت- نه مستقل و جدا مطالعه كند- .
و از طرفى معلوم است هر مفهومى- هنگامى حقيقت است كه- با واقعيت خارجى نظير باشد- و چون واقعيتهاى خارجى در حال تكامل- و همه با هم مرتبط و در يكديگر مؤثرند- مفاهيم ذهنى ما نيز اگر بخواهند حقيقت باشند- بايد متحرك و متغير و در يكديگر مؤثر باشند- و الا حقيقت نبوده خطا و غلط خواهند بود- .
منطق قديم جامد استاتيك [١]بود اما منطق ديالكتيك- متحرك
[١] . Statique