اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٨٩ - خرده گيرى
اثبات خواهد نمود- .
و همچنين نتيجه سومى فكر بديهى نداريم- يا علم ثابت غير متغير نداريم- خودش بعنوان يك فكر ثابت- و غير متغير نتيجه گرفته مصداق جوهر- يا مصداق كم يا مصداق كيف جسمانى بوده باشد- و قهرا خواص و آثار آنها را داشته باشد- و حال آنكه ما ميدانيم- تصورات ما كيفيات نفسانى هستند- و مصداق مقوله كيف بوده- و خواص و آثار كيف نفسانى را دارا مىباشند- .
فلاسفه پاسخهاى متعددى باين شبهه دادهاند- بهترين پاسخها همان است كه صدر المتالهين داده- و مورد قبول فلاسفه بعد از خودش واقع شده- .
ما با حذف مقدمات و دلائلى كه- اين فيلسوف بزرگ آورده- به اصل نظريهاش اشاره مىكنيم- زيرا بيان مفصل اين نظريه احتياج- به بيان مقدمات و توضيح اصطلاحات دارد- كه مناسب اين مقاله نيست- عرض ما فعلا اشاره به يكى از ريشههاى- اشتباهات ماترياليسم ديالكتيك است- و آن اينكه مفاهيم از يك لحاظ- عين ماهيت معلوم هستند به حمل اولى ذاتى- ولى از لحاظ ديگر عين آن نيستند- يعنى مصداق ماهيت معلوم نيستند حمل شايع صناعى- و لهذا خواص و آثار معلوم را ندارند- و از اين جهت اگر ما يك شىء متكمم داراى كميت- يا متكيف داراى كيفيت- يا متحرك داراى حركت را تصور كنيم- مفهوم متصور ما در عين اينكه- با خارج عينيت و تطابق دارد- خواص و آثار شىء خارجى را ندارد- يعنى مفهوم متصور ما داراى كميت- يا كيفيت يا حركت نخواهد بود- .
از خوانندگان ما آنانكه به فلسفه آشنا هستند- بهمين اشاره مختصر- به ريشه اين اشتباه خوب متوجه شدند- و تار و پود اين منطق ديناميك را- كه همه جا به منطق قديم حملهور مىشود- و آنرا جامد استاتيك مىخواند بدست آوردند- و دانستند كه ريشه اين منطق متحرك- فقط يك اشتباه بزرگى است- كه قرنها است پنبه آن زده شده است- .
راه سوم تنها طريقه شناختن حقيقى- يك شىء عبارت است از اينكه- روابط آن شىء را با ساير اشياء بدست آوريم- منطق قديم دچار اشتباه بود- كه طريقه شناختن را تعيين حد و رسم- و بيان جنس و فصل معرفى مىنمود- اما در منطق ديالكتيك- طريقه شناختن حقيقى يك چيز عبارت است از- تعيين ارتباطات آن شىء با ساير اشياء- اعم از اشياء گذشته و اشياء همزمان-