اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٠ - تمثيل
تمثيل-
فرض كنيد قطعه عكسى را به درازاى ١٢ سانتيمتر- و پهناى ٨ سانتيمتر در دستتان گرفته- و به تماشاى وى كه مشتمل بيك منظره- و بساط يك خانواده چند تنى است پرداختهايد- .
درياچهايست كه آب زلال وى- مانند نقره خام رويهم چيده شده- و با امواج چين چين خود اهتزاز پر نشاط هوا- و وزش نرم نسيم را حكايت مىكند- پهلوى اين درياچه چمنى نغز با درختانى سرسبز- كه جسته جسته در گوشه و كنار مرغزار خودنمائى كرده- و با جامههاى زيباى خود در رهگذر نيم بهارى مىآزند- و مىنازند و مىنوشند و مىپاشند- نماى افقى اين منظره- كه در حدود پانزده كيلومتر مىباشد منتهى به كوهستانى است- كه قلههاى وى مانند دندانههاى شانه صف كشيده- و منظره را مانند يك تابلو نقاشى- كه در كنار كودكى قرار گيرد- در دامنه خود گسترده- و قلههاى سربلند وى پشت سر هم صف كشيده- و سرگرم تماشا مىباشند- .
در يك گوشه اين چمن بساطى پهن شده- و مردى كه سيماى وى تقريبا چهل سال را نشان مىدهد- با بچگانى چند كه قرائن مهر معنى در افراد مختلف- ذهن را مستعد مىكند كه از همان معنى- يك صورت كلى بسازد- كه بر افراد نامحدودى قابل انطباق باشد- اين نحوه از تصور را تعقل يا تصور كلى مىنامند- .
اين سه نحوه ادراك بالوجدان براى انسان وجود دارد- و هر كس با علم حضورى آنها را در خود مىيابد- .
فلاسفه اسلامى قبل از صدر المتالهين - به پيروى از فلاسفه يونان- تنها قوه عاقله را كه مدرك كليات است- مجرد از ماده مىدانستند- براهينى كه براى تجرد نفس اقامه مىكردند- در اطراف قوه عاقله دور مىزد- .
صدر المتالهين معتقد شد- كه قوه خيال بلكه همه قواى باطنه از ماده مجرد هستند- و تجرد آنها را نيز از راه عدم تطبيق خواص آنها- با خواص عمومى ماده- كه در اين مقاله شرح آن رفته است باثبات رسانيد