اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٠ - مقدمه
جامعه ذى فكر انسانى- دو تمايل مختلفه را مشاهده نمايد- كه هر يك دستهاى را به طرف خود كشانده- و بر سر آن مسلط گرديدهاند- از يكطرف علماء علم شيمى- در لابراتوارهاى خود به تحقيق فعل و انفعالات- مواد شيميائى و قسمتهاى مادى علوم جديده پرداخته- و تركيبات جوهريه اجسام را استخراج نموده- و صراحتا اظهار مىدارند- كه در اين تركيبات مستخرجه از عمليات شيميائى- ابدا حضور و وجود خدا را نمىتوان مشاهده و ادراك كرد- و از طرف ديگر حكماء الهى- در ميان يك توده كتب قديمه و نسخههاى خطى- كه از گرد و غبار پوشيده شدهاند نشسته- و در حالتى كه لاينقطع با كمال شوق و رغبت- به كنجكاوى و تفتيش محتويات آن كتب- و بحث و تحقيق و ترجمه و استنساخ- و نقل و استعلام يك سلسله آيات مذهبى- و احاديث مختلفه بوده- و به عقيده خود با رفائيل فرشته همصدا گرديدهاند- اظهار مىكنند كه از مردمك چشم چپ- تا مردمك چشم راست پدر جاودانى- شش هزار فرسنگ است - .
از كتاب مجموعه لاهوتيه قديس توماس اكوينى - كه او را بزرگترين حكيم قرون وسطى- و مظهر كمال حكمت اسكولاستيك خواندهاند- و كتب او نزديك چهارصد سال- فلسفه رسمى حوزههاى علمى و ديانتى- اروپا بوده نقل شده- كه قسمتى را باين بحث اختصاص داده است- آيا چند فرشته ممكن است در نوك سوزن جا بگيرد- .
دكتر شبلى شميل - در جلد دوم مجموعه فلسفه النشوء و الارتقاء - در مقالهاى كه تحت عنوان القرآن و العمران نگاشته- مىگويد فلسفه در ميان مسلمين- در نهضت اولى خود باقصى درجات ترقى كرد- ولى در ميان مسيحيان- در اولين برخورد محو و نابود گشت- و جميع مباحث آن- باستثناى مباحث مربوطه به لاهوت مسيحى تحريم شد - .
در دوره جديد حكماء الهى بزرگ- از قبيل دكارت و پيروانش